آسمان چهارم
آسمان چهارم (رمانی درباره غدیر خم)
نویسنده: فریبا کلهر
برگی از کتاب:
ابلیس ،ناآرام و بی قرار ،چشمان سرخش را در حدقه می گرداند و فکر می کرد. نقشه اش شکست خورده بود و علی ،هر لحظه به مکه نزدیک تر می شد . ابلیس سر دیو شتر مرغ سوار فریاد زد :«دیو های کوتوله کجایند ؟بگو زمین را سوراخ کنند ... همه جا را، سر راه علی را .ده تا صد تاهزار تا سوراخ و گودال .بگو صحرا را مثل تور ماهیگیران سوراخ کنند...»
و کمی بعد ،صدها دیو کوتوله، مشغول کندن زمین بودند.
علی می تاخت وبه رسول خدا فکر می کرد می تاخت وبه پیام او فکر می کرد. به این که شاید این آخرین حج او باشد...
+ نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:57 توسط زهرا جلیل زاده
|