خدا کند که بیایی ...
عصر یک جمعه ی دلگیر ، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟
چرا آب به گلدان نرسیده است؟
چرا لحظه ی باران نرسیده است؟
وهرکس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است وغم عشق به پایان نرسیده است!
بگو حافظ دلخسته زشیراز بیایید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است ؟
عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس
+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 14:0 توسط زهرا جلیل زاده
|